این واحد با سرمایهگذاری اعلامشده ۲۰ میلیون یورویی و با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت به بهرهبرداری رسید. ظرفیت ذخیرهسازی ۵۰۰ هزار تن، تجهیزات استاکر و ریکلایمر با ظرفیت اسمی هرکدام ۱۴۰۰ تن در ساعت و حدود ۳.۵ کیلومتر نوار نقاله، ابعاد عملیاتی این پروژه را نشان میدهد. اهمیت اقتصادی این سرمایه گذاری زمانی مشخص می شود که جایگاه آن را در ارتباط میان تأمین کنسانتره آهن و تولید گندله بررسی کنیم. در زنجیره فولاد، دسترسی به مواد اولیه به تنهایی کافی نیست، نحوه تخلیه، ذخیره سازی، همگن سازی و انتقال مواد نیز بر کیفیت محصول، پایداری تولید و هزینه تمام شده اثر میگذارد.
پیش از اجرای این پروژه، جابه جایی و انبارش کنسانتره در فولاد خراسان با استفاده از روش های غیرمکانیزه و ماشین آلات متعدد انجام می شد. مکانیزه شدن این فرآیند می تواند نیاز به جابه جایی های تکراری را کاهش دهد و از این طریق، هزینه سوخت، استهلاک ماشین آلات، نیروی انسانی عملیاتی و ضایعات مواد را تحت تأثیر قرار دهد.در کنار این موضوع، همگن سازی کنسانتره اهمیت ویژه ای دارد. تغییرات کیفیت و ترکیب مواد ورودی ممکن است عملکرد فرآیند گندله سازی را با نوسان مواجه کند. مدیریت یکنواخت تر خوراک ورودی، در صورت اجرای صحیح، می تواند به ثبات کیفیت گندله و کاهش اختلالات تولید کمک کند. بنابراین، منفعت پروژه تنها در کاهش هزینه انبارش خلاصه نمی شود، بلکه می تواند در مراحل بعدی زنجیره تولید نیز اثرگذار باشد.بااینحال، میزان این صرفه جویی هنوز باید با داده های عملکردی پس از بهرهبرداری سنجیده شود. ظرفیت اسمی تجهیزات به خودی خود اثبات نمی کند که هزینه تمام شده محصول کاهش یافته یا تولید افزایش پیدا کرده است.
بر اساس توضیحات مدیرعامل مجتمع، اجرای این پروژه زمینه افزایش ظرفیت تولید کارخانه گندله سازی تا ۲.۵ میلیون تن در سال را فراهم می کند. تحقق این هدف می تواند امکان استفاده مؤثرتر از ظرفیت تولید و تبدیل منظمتر کنسانتره به محصولی با ارزش افزوده بالاتر را ایجاد کند.البته باید میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی تفاوت گذاشت. افزایش تولید گندله به تأمین مستمر کنسانتره، دسترسی به انرژی، عملکرد تجهیزات پایین دستی، تقاضای بازار و صرفه اقتصادی تولید وابسته است. اگر محدودیت انرژی یا کمبود مواد اولیه مانع فعالیت پایدار کارخانه شود، ظرفیت ذخیره سازی و انتقال به تنهایی نمی تواند افزایش تولید را تضمین کند.از این منظر، واحد جدید یک زیرساخت تسهیل کننده است که می تواند هماهنگی میان بخش های مختلف تولید را بهبود دهد، اما نتیجه نهایی آن به عملکرد کل زنجیره وابسته خواهد بود.
بررسی صورت های مالی سال ۱۴۰۴ نشان می دهد چرا سرمایه گذاری در بهره وری برای فولاد خراسان اهمیت دارد. طبق صورت های مالی تلفیقی حسابرسی شده منتشرشده برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، درآمد عملیاتی شرکت از حدود ۲۶۷ هزار میلیارد ریال در سال قبل به حدود ۳۲۳ هزار میلیارد ریال افزایش یافت؛ بااینحال، سود ناخالص از حدود ۵۹.۴ هزار میلیارد ریال به ۴۶.۶ هزار میلیارد ریال کاهش پیدا کرد. سود عملیاتی نیز در مقایسه با سال قبل افت داشت. این ارقام نشان می دهد رشد درآمد الزاماً به بهبود سود آوری منجر نمی شود. افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل و نقل و سایر نهاده های تولید می تواند بخشی از درآمد اضافی را جذب کند. در چنین شرایطی، پروژه هایی که به کاهش ضایعات و هزینه های عملیاتی کمک می کنند، از منظر اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کنند.
البته نمی توان افت سودآوری شرکت را به طور مستقیم به ضعف زیرساخت انباشت و برداشت نسبت داد یا مدعی شد پروژه جدید به تنهایی این روند را معکوس خواهد کرد. ارزش واقعی آن زمانی مشخص می شود که اثرش بر هزینه های عملیاتی و حاشیه سود اندازه گیری شود.ظرفیت ذخیره سازی ۵۰۰ هزار تن کنسانتره نیز می تواند انعطاف پذیری شرکت را در مدیریت زمان ورود مواد اولیه و تأمین خوراک خطوط تولید افزایش دهد. این موضوع در شرایط اختلال حمل و نقل یا نوسان در برنامه تأمین اهمیت دارد و می تواند احتمال توقف ناشی از کمبود مواد را کاهش دهد.در مقابل، ذخیره سازی گسترده نیازمند مدیریت دقیق موجودی است، زیرا مواد انباشته شده بخشی از سرمایه در گردش شرکت را درگیر می کنند. بنابراین، مزیت اقتصادی این ظرفیت به تناسب موجودی با نیاز تولید، سرعت گردش مواد و کیفیت برنامهریزی خرید بستگی دارد.
برای ارزیابی موفقیت این سرمایه گذاری ۲۰ میلیون یورویی، انتشار شاخص هایی مانند میزان کاهش هزینه جابه جایی هر تن کنسانتره، تغییر نرخ ضایعات، مصرف سوخت و تعمیرات، نرخ بهره برداری تجهیزات و افزایش واقعی تولید گندله ضروری است. مقایسه این شاخص ها پیش و پس از بهره برداری، امکان سنجش بازده سرمایه گذاری را فراهم می کند. در نهایت باید گفت واحد انباشت و برداشت کنسانتره می تواند زیرساختی مؤثر برای افزایش بهره وری و تقویت زنجیره تولید فولاد خراسان باشد. هرچند موفقیت اقتصادی آن نه با ظرفیت تجهیزات و مبلغ سرمایه گذاری، بلکه با کاهش پایدار هزینه تمام شده، افزایش تولید قابل فروش و بهبود سودآوری شرکت اثبات خواهد شد.






